برای عشق قدیمی ام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

می خواهم فراموشت کنم...

می خواهم یادت از خاطراتم محو شود

و چهره ات که بعد از وداع دوباره در ذهنم نقش بسته

می خواهم گریه سر دهم اما چشمانم بعد از تو دیگر اشکی ندارند

می خواهم بزرگ شوم و اینبار بی تو دیگر کوچک نمی مانم

می خواهم تنها شوم هرچند می دانم با تو هم تنها بودم

می خواهم آتش عشقت را از دلم برانم

می خواهم برای همیشه بروی...

ولی می دانی نمی توانم

می دانم نمی توانم فراموشت کنم

می دانم گریه می کنم

می دانم با یاد تو تنها نمی مانم

می دانم باز هم کوچک می مانم

و می دانم عاشقت خواهم ماند...حتی اگر نخواهم

 

/ 48 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mosafer

جالبه. من يه داستانک دقيقا با همين مضمون دارم. ايشا لا می نويسم در روزهای آتی....

sahar

باور کن اگر عنايت عشق نبود /دست چپ و راست نميدانستيم

مثل هیچ کس

سلام ليلی:احساس حرمت داره و عشق.خودت گفتی نبايد حرومش کرد.ليلی ولی جدی وقت رفتن احساس بد جوری زخمی ميشه.بگذر خدای ما هم بزرگه.فعلا...

ندا

سلام.ليلی جونم اصلا خودتو ناراحت نکن.لياقتتو نداشته.منم آپ کردم

daryush

سلام جوون خوبی ؟بسیار عالی بود من وبتو اد میکنم زین پس همیشه می آیم. راستی این متن از خودت بود؟ من يه هفته س آپديت کردم مثل اينکه اينجوری نميشه به زور بايد بيارمت آره؟بعد میگین چرا جوونا معتاد میشن خوب بیاین به وبلاگشون سر بزنین من قول میدم معتاد نشن و پاک بمونن به مولا بابا جونه من ميگم بيا سر بزن بگو چشم. موفق باشی.منتظرم

ليلی

ای بابا!حالا که ما پيدات کرديم نمی خوای بنويسی؟؟

محمد

سلام ليلی جون /// خيلی رمانتيک بود ... لذت بردم ... / نمی دونم چرا لينک شما تو وب من هست اما شما لينک منو نذاشتی ؟؟ ( خنده ) ... موفق باشی ... هر چند که به ما سر نزنی .. بای بای

ندا

ليلی جونم مرسی از کامنتات.به نظرم آپ نکن تا سال ۸۴

daryush

سلام جوون خوبی؟ بابا مرامتو عشق است به مولا یه یادی هم از ما نمی کنی؟موفق باشی

yaser

و می دانم و می دانم و مي داني و می دانی که عشق فراموش شدنی نيست عشق پايان ندارد. خيلی قشنگ نوشتی اگه دوست داشتی به من هم سر بزن فعلا ...